پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۲

چو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبود

پیش تو کشم کز تو غمخوارترم نبود

پروانه تو گشتم تا بر تو سرافشانم

خود چون رخ تو بینم پروای سرم نبود

پیش نظرم عالم چون روز قیامت باد

آن روز که بر راهت دایم نظرم نبود

گفتم خبری گویم با تو ز دل زارم

اما چو تو را بینم از خود خبرم نبود

گفتم که ز تیرت تیز از چشم تو بگریزم

چون تیر بپیوندد کنج گذرم نبود

در عشق تو صد همدم تیماربرم باید

تنها چه کنم چون کس تیماربرم نبود

گفتی که به زر گردد کار تو چو آب زر

جانی بکنم آخر گر آن قدرم نبود

تو چاره کارم کن تا از رخ همچون زر

تدبیر کنم وجهی گر هیچ زرم نبود

بوسی ندهی جانا تا جان نستانی تو

هر دم ز پی بوسی جانی دگرم نبود

عطار ستمکش را دل بود به تو رهبر

دردا که چو دل خون شد کس راهبرم نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۴با لب لعلت سخن در جان رود
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۵دل به امید وصل تو باد به دست می‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۶تا سر زلف تو درهم می‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۷چه سازی سرای و چه گویی سرود
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۸گر نسیم یوسفم پیدا شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۹هر گدایی مرد سلطان کی شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۰چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۱هر که صید چون تو دلداری شود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.