پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۴

با لب لعلت سخن در جان رود

با سر زلف تو در ایمان رود

عقل چون شرح لب تو بشنود

پیش لعلت از بن دندان رود

هر که او سرسبزی خط تو دید

چون قلم سر بر خط فرمان رود

چون ببیند پستهٔ خط فستقیت

در خط تو با دل بریان رود

آنچه رویت را رود در نیکویی

می‌ندانم تا فلک را آن رود

چون شود خورشید رویت آشکار

ماه زیر میغ در پنهان رود

هر که روی همچو خورشید تو دید

گر همه چرخ است سرگردان رود

هست جان عطار را شیرین از آنک

شرح آن لب بر زبان جان رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۶تا سر زلف تو درهم می‌رود
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۷چه سازی سرای و چه گویی سرود
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۸گر نسیم یوسفم پیدا شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۹هر گدایی مرد سلطان کی شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۰چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۱هر که صید چون تو دلداری شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۲یک حاجتم ز وصل میسر نمی‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۳ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.