پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۱

مرد یک موی تو فلک نبود

محرم کوی تو ملک نبود

ماه دو هفته گرچه هست تمام

از جمال تو هفت یک نبود

چون جمال تو آشکار شود

همه باشی تو هیچ شک نبود

ملک حسن آفتاب روی تورا

با کسی نیز مشترک نبود

نتوان دید ذره‌ای رخ تو

تا دو عالم دو مردمک نبود

آنچه در ذره ذره هست از تو

در زمین نیست در فلک نبود

لیک چون ذره در تو محو شود

محو را ذره‌ای برک نبود!

زر خورشید ذره ذره شود

اگرش خال تو محک نبود

هیچکس را در آفرینش حق

در شکر این همه نمک نبود

سر زلفت به چین رسید از هند

هیچکس را چنین یزک نبود

گر خسک در ره من اندازی

چون تو اندازی آن خسک نبود

هرچه عطار در صفات تو گفت

بر محک جاودانش حک نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۳کسی کو خویش بیند بنده نبود
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۴با لب لعلت سخن در جان رود
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۵دل به امید وصل تو باد به دست می‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۶تا سر زلف تو درهم می‌رود
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۷چه سازی سرای و چه گویی سرود
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۸گر نسیم یوسفم پیدا شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۹هر گدایی مرد سلطان کی شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۰چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.