پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۲

عشق بی درد ناتمام بود

کز نمک دیگ را طعام بود

نمک این حدیث درد دل است

عشق بی درد دل حرام بود

کشته عشق گرد و سوخته شو

زانکه بی این دو کار خام بود

کشتهٔ عشق را به خون شویند

آب اگر نیست خون تمام بود

کفن عاشقان ز خون سازند

کفنی به ز خون کدام بود

از ازل تا ابد ز مستی عشق

بی قراری علی‌الدوام بود

در ره عاشقان دلی باید

که منزه ز دال و لام بود

نه خریدار نیک و بد باشد

نه گرفتار ننگ و نام بود

سرفرازی و خواجگی نخرد

جملهٔ خلق را غلام بود

نبود تیغش و اگر باشد

با همه خلق در نیام بود

همچو خود بی قرار و مست کند

هر که را پیش او مقام بود

گاه‌گاهی چنین شود عطار

بو که این دولتش مدام بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۴عشق را پیر و جوان یکسان بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۵آنرا که ز وصل او نشان بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۶هر که را با لب تو پیمان بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۷هر که را اندیشهٔ درمان بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۸زلف تو که فتنهٔ جهان بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۹هر که را ذره‌ای وجود بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۰هر که را در عشق تو کاری بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۱مرد یک موی تو فلک نبود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.