پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۶

هر که را با لب تو پیمان بود

اجل او از آب حیوان بود

هر که روی چو آفتاب تو دید

همچو من تا که بود حیران بود

در نکویی پسندهٔ جایی

که نکوتر از آن بنتوان بود

چون بدیدم لب جگر رنگت

نمکی داشت و شکرافشان بود

یک شکر آرزوم کرد الحق

لیک بیمم ز تیر مژگان بود

بی رخت بر رخم نوشت به خون

دیده هر راز دل که پنهان بود

خواستم تا نفس زنم بی تو

نزدم زانکه آن نفس جان بود

جان من گر بود وگر نبود

کی مرا در جهان غم آن بود

لیک جان زان سبب ندادم من

که نه در خورد چون تو جانان بود

جان بدادم چو روی تو دیدم

زانکه جان دادن من آسان بود

جان عطار تا که بود از تو

هستی و نیستیش یکسان بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۸زلف تو که فتنهٔ جهان بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۹هر که را ذره‌ای وجود بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۰هر که را در عشق تو کاری بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۱مرد یک موی تو فلک نبود
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۲چو در غم تو جز جان چیزی دگرم نبود
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۳کسی کو خویش بیند بنده نبود
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۴با لب لعلت سخن در جان رود
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۵دل به امید وصل تو باد به دست می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.