پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۵

اصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنند

رو با خدا کنند و جهان را قفا زنند

خط وجود را قلم قهر درکشند

بر روی هر دو کون یکی پشت پا زنند

چون پا زنند دست گشایند از جهان

ترک فنا کنند و بقا را صلا زنند

دنیا و آخرت به یکی ذره نشمرند

ایشان نفس نفس که زنند از خدا زنند

هرگه که‌شان به بحر معانی فرو برند

بیم است آن زمان که زمین بر سما زنند

دنیا و آخرت دو سرای است و عاشقان

قفل نفور بر در هر دو سرا زنند

بکر است هر سخن که ز عطار بشنوی

دانند آن کسان که دم از ماجرا زنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۷دل ز جان برگیر تا راهت دهند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۸قومی که در فنا به دل یکدگر زیند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۹هر که سرگردان این سودا بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۰شبی کز زلف تو عالم چو شب بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۱آن را که ز وصل او خبر بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۲عشق بی درد ناتمام بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۳آنچه نقد سینهٔ مردان بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۴عشق را پیر و جوان یکسان بود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.