پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۷

دل ز جان برگیر تا راهت دهند

ملک دو عالم به یک آهت دهند

چون تو برگیری دل از جان مردوار

آنچه می‌جویی هم آنگاهت دهند

گر بسوزی تا سحر هر شب چو شمع

تحفه از نقد سحرگاهت دهند

گر گدای آستان او شوی

هر زمانی ملک صد شاهت دهند

گر بود آگاه جانت را جز او

گوش مال جان به ناگاهت دهند

لذت دنیی اگر زهرت شود

شربت خاصان درگاهت دهند

تا نگردی بی نشان از هر دو کون

کی نشان آن حرم گاهت دهند

چون به تاریکی در است آب حیات

گنج وحدت در بن چاهت دهند

چون سپیدی تفرقه است اندر رهش

در سیاهی راه کوتاهت دهند

بی‌سواد فقر تاریک است راه

گر هزاران روی چون ماهت دهند

چون درون دل شد از فقرت سیاه

ره برون زین سبز خرگاهت دهند

در سواد اعظم فقر است آنک

نقطهٔ کلی به اکراهت دهند

ای فرید اینجا چو کوهی صبر کن

تا ازین خرمن یکی کاهت دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۹هر که سرگردان این سودا بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۰شبی کز زلف تو عالم چو شب بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۱آن را که ز وصل او خبر بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۲عشق بی درد ناتمام بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۳آنچه نقد سینهٔ مردان بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۴عشق را پیر و جوان یکسان بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۵آنرا که ز وصل او نشان بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۶هر که را با لب تو پیمان بود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.