پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۴

عاشقان چون به هوش باز آیند

پیش معشوق در نماز آیند

پیش شمع رخش چو پروانه

سر ببازند و سرفراز آیند

در هوایی که ذره خورشید است

پر برآرند و شاه‌باز آیند

بر بساطی که عشق حاکم اوست

جان ببازند و پاک‌باز آیند

گاه چون صبح بر جهان خندند

گاه چون شمع در گداز آیند

گاه از شوق پرده‌در گردند

گاه از عشق پرده ساز آیند

این همه پرده‌ها بر آرایند

بو که در پرده اهل راز آیند

چو نکو بنگری به کار همه

عاقبت باز در نیاز آیند

این همه کارها به جای آرند

بو که در خورد دلنواز آیند

ماه رویا همه اسیر تو اند

چند در شیب و در فراز آیند

تا به کی بی تو خون‌دل ریزند

تا به کی بی تو زیر گاز آیند

وقت نامد که عاشقان پیشت

از سر صد هزار ناز آیند

پرده برگیر تا جهانی جان

پای‌کوبان به پرده باز آیند

عاشقانی که همچو عطارند

در ره عشق بی مجاز آیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۶آنها که در حقیقت اسرار می‌روند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۷دل ز جان برگیر تا راهت دهند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۸قومی که در فنا به دل یکدگر زیند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۹هر که سرگردان این سودا بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۰شبی کز زلف تو عالم چو شب بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۱آن را که ز وصل او خبر بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۲عشق بی درد ناتمام بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۳آنچه نقد سینهٔ مردان بود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.