پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰

گر فلک دیده بر آن چهرهٔ زیبا فکند

ماه را موی کشان کرده به صحرا فکند

هر شبی زان بگشاید فلک این چندین چشم

بو که یک چشم بر آن طلعت زیبا فکند

همچو پروانه به نظارهٔ او شمع سپهر

پر زنان خویش برین گلشن خضرا فکند

خاک او زان شده‌ام تا چو میی نوش کند

جرعه‌ای بوی لبش یافته بر ما فکند

چون دل سوخته اندر سر زلفش بستم

هر دم از دست بیندازد و در پا فکند

زلف در پای چرا می‌فکند زانکه کمند

شرط آن است که از زیر به بالا فکند

غمش از صومعه عطار جگر سوخته را

هر نفس نعره‌زنان بر سر غوغا فکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۲دل نظر بر روی آن شمع جهان می‌افکند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۳سر مستی ما مردم هشیار ندانند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۴عاشقان چون به هوش باز آیند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵اصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۶آنها که در حقیقت اسرار می‌روند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۷دل ز جان برگیر تا راهت دهند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۸قومی که در فنا به دل یکدگر زیند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۹هر که سرگردان این سودا بود
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.