پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۷

هر که عزم عشق رویش می‌کند

عشق رویش همچو مویش می‌کند

هر که ندهد این جهان را سه طلاق

همچو دزد چار سویش می‌کند

او نیاید در طلب اما ز شوق

دل به صد جان جستجویش می‌کند

او نگردد نرم از اشکم ولیک

اشک دایم شست و شویش می‌کند

هر که از چوگان زلفش بوی یافت

بی سر و بن همچو گویش می‌کند

هر که در عشقش چو تیر راست شد

چون کمان زه در گلویش می‌کند

سرخ‌روی او بباید شد به قطع

هر که را عشق آرزویش می‌کند

سخت‌دل آهن نه بر آتش نگر

تا چگونه سرخ رویش می‌کند

از درش عطار را بویی رسید

آه از آنجا مشک بویش می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۹زلف شبرنگش شبیخون می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۰گر فلک دیده بر آن چهرهٔ زیبا فکند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱چو تاب در سر آن زلف دلستان فکند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۲دل نظر بر روی آن شمع جهان می‌افکند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۳سر مستی ما مردم هشیار ندانند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۴عاشقان چون به هوش باز آیند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۵اصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۶آنها که در حقیقت اسرار می‌روند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.