پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۸

عاشقان از خویشتن بیگانه‌اند

وز شراب بیخودی دیوانه‌اند

شاه بازان مطار قدسیند

ایمن از تیمار دام و دانه‌اند

فارغند از خانقاه و صومعه

روز و شب در گوشهٔ میخانه‌اند

گرچه مستند از شراب بیخودی

بی می و بی ساقی و پیمانه‌اند

در ازل بودند با روحانیان

تا ابد با قدسیان هم‌خانه‌اند

راه جسم و جان به یک تک می‌برند

در طریقت این چنین مردانه‌اند

گنج‌های مخفی‌اند این طایفه

لاجرم در گلخن و ویرانه‌اند

هر دو عالم پیش‌شان افسانه‌ای است

در دو عالم زین قبل افسانه‌اند

هر دوعالم یک صدف دان وین گروه

در میان آن صدف دردانه‌اند

آشنایان خودند از بیخودی

وز خودی خویشتن بیگانه‌اند

فارغ از کون و فساد عالمند

زین جهت دیوانه و فرزانه‌اند

در جهان جان چو عطارند فرد

بی نیاز از خانه و کاشانه‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۰ز لعلت زکاتی شکر می‌ستاند
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۱نه قدر وصال تو هر مختصری داند
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲دلی کز عشق تو جان برفشاند
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۳روی تو کافتاب را ماند
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴عقل در عشق تو سرگردان بماند
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۵دلم بی عشق تو یک دم نماند
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۶گرد ره تو کعبه و خمار نماند
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۷آن را که غمت به خویش خواند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.