پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰

ز لعلت زکاتی شکر می‌ستاند

ز رویت براتی قمر می‌ستاند

به یک لحظه چشمت ز عشاق صد جان

به یک غمزهٔ حیله‌گر می‌ستاند

سزد گر ز رشک نظر خون شود دل

که داد از جمالت نظر می‌ستاند

خطت طوطی است آب حیوانش در بر

کزان آب حیوان شکر می‌ستاند

زهی ترکتازی که لوح چو سیمت

خطی سبزم آورد و زرمی‌ستاند

مرا نیست زر چون دهم زر ولیکن

دهم در عوض جان اگر می‌ستاند

مرا گفت جان را خطر نیست زر ده

که چشمم زر بی‌خطر می‌ستاند

اگرچه لبت خشک و چشمت تر آمد

مخور غم که زر خشک و تر می‌ستاند

عیار از رخ زرد عطار دارد

زری کان بت سیم‌بر می‌ستاند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۲دلی کز عشق تو جان برفشاند
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۳روی تو کافتاب را ماند
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴عقل در عشق تو سرگردان بماند
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۵دلم بی عشق تو یک دم نماند
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۶گرد ره تو کعبه و خمار نماند
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۷آن را که غمت به خویش خواند
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۸چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۹چون سیمبران روی به گلزار نهادند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.