پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳

مستغرقی که از خود هرگز به سر نیامد

صد ره بسوخت هر دم دودی به در نیامد

گفتم که روی او را روزی سپند سوزم

زیرا که از چو من کس کاری دگر نیامد

چون نیک بنگرستم آن روی بود جمله

از روی او سپندی کس را به سر نیامد

جانان چو رخ نمودی هرجا که بود جانی

فانی شدند جمله وز کس خبر نیامد

آخر سپند باید بهر چنان جمالی

دردا که هیچ کس را این کار برنیامد

پیش تو محو گشتند اول قدم همه کس

هرگز دوم قدم را یک راهبر نیامد

چون گام اول از خود جمله شدند فانی

کس را به گام دیگر رنج گذر نیامد

ما سایه و تو خورشید آری شگفت نبود

خورشید سایه‌ای را گر در نظر نیامد

که سر نهاد روزی بر پای درد عشقت

تا در رهت چو گویی بی پا و سر نیامد

که گوشهٔ جگر خواند او از میان جانت

تا از میان جانش بوی جگر نیامد

چندان که برگشادم بر دل در معانی

عطار را از آن در جز دردسر نیامد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۵عاشقان زنده‌دل به نام تو اند
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۶آنها که در هوای تو جان‌ها بداده‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۷آنها که پای در ره تقوی نهاده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۸عاشقان از خویشتن بیگانه‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۹پیش رفتن را چو پیشان بسته‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۰ز لعلت زکاتی شکر می‌ستاند
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱نه قدر وصال تو هر مختصری داند
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۲دلی کز عشق تو جان برفشاند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.