پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷

دی پیر من از کوی خرابات برآمد

وز دلشدگان نعرهٔ هیهات برآمد

شوریده به محراب فنا سر به برافکند

سرمست به معراج مناجات برآمد

چون دردی جانان به ره سینه فرو ریخت

از مشرق جان صبح تحیات برآمد

چون دوست نقاب از رخ پر نور برانداخت

با دوست فرو شد به مقامات برآمد

آن دیده کزان دیده توان دید جمالش

آن دیده پدید آمد و حاجات برآمد

مقصود به حاصل شد و طالب به تعین

محبوب قرین گشت و مهمات برآمد

بد باز جهان بود بدان کوی فروشد

واقبال بدان بود که شهمات برآمد

دین داشت و کرامات و به یک جرعه می عشق

بیخود شد و از دین و کرامات برآمد

عطار بدین کوی سراسیمه همی گشت

تا نفی شد و از ره اثبات برآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۹عشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰سرمست به بوستان برآمد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۲نگارم دوش شوریده درآمد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳مستغرقی که از خود هرگز به سر نیامد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۴دلا دیدی که جانانم نیامد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۵عاشقان زنده‌دل به نام تو اند
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۶آنها که در هوای تو جان‌ها بداده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.