پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۶

لعل تو به جان فزایی آمد

چشم تو به دلربایی آمد

چون صد گرهم فتاد در کار

زلفت به گره‌گشایی آمد

با زنگی خال تو که بر ماه

در جلوهٔ خودنمایی آمد

در دیدهٔ آفتاب روشن

چون نقطهٔ روشنایی آمد

با چشم تو می‌بباختم جان

چون چشم تو دردغایی آمد

بگریخت دلم ز چشم تو زود

وآواره ز بی وفایی آمد

در حلقهٔ زلفت آن دم افتاد

کز چشم تواش رهایی آمد

هرگاه که بگذری به بازار

گویند به جان فزایی آمد

یکتایی ماه شق شد از رشک

تا سرو تو در دوتایی آمد

بنشین و دگر مرو اگرچه

در کار تو صد روایی آمد

دانی نبود صواب اسلام

آنجا که بت ختایی آمد

بردی دلم و بحل بکردم

واشکم همه در گوایی آمد

در کار من جدا فتاده

چندین خلل از جدایی آمد

بیگانه مباش زانکه عطار

پیش تو به آشنایی آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۸نقد قدم از مخزن اسرار برآمد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۹عشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۰سرمست به بوستان برآمد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۲نگارم دوش شوریده درآمد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۳مستغرقی که از خود هرگز به سر نیامد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۴دلا دیدی که جانانم نیامد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۵عاشقان زنده‌دل به نام تو اند
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.