پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲

تا دل لایعقلم دیوانه شد

در جهان عشق تو افسانه شد

آشنایی یافت با سودای تو

وز همه کار جهان بیگانه شد

پیش شمع روی چون خورشید تو

صد هزاران جان و دل پروانه شد

مرغ عقل و جان اسیر دام تو

همچو آدم از پی یک دانه شد

نه که مرغ جان ز خانه رفته بود

ره بیاموخت و به سوی خانه شد

بود تردامن در اول چون زنان

وآخر اندر کار تو مردانه شد

مردیش این بود کاندر عشق تو

مست پیشت آمد و دیوانه شد

می‌ندانم تا دل عطار هیچ

شد تو را شایسته هرگز یا نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴چه دانستم که این دریای بی‌پایان چنین باشد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۵حدیث فقر را محرم نباشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶عشقت ایمان و جان به ما بخشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷هر زمانم عشق ماهی در کشاکش می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸هر زمان عشق تو در کارم کشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹قوت بار عشق تو مرکب جان نمی‌کشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰نور روی تو را نظر نکشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱نه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.