پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷

هر زمانم عشق ماهی در کشاکش می‌کشد

آتش سودای او جانم در آتش می‌کشد

تا دل مسکین من در آتش حسنش فتاد

گاه می‌سوزد چو عود و گه دمی خوش می‌کشد

شحنهٔ سودای او شوریدگان عشق را

هر نفس چون خونیان اندر کشاکش می‌کشد

عشق را با هفت چرخ و شش جهت آرام نیست

لاجرم نه بار هفت و نی غم شش می‌کشد

جمع باید بود بر راهی چو موران روز و شب

هر که را دل سوی آن زلف مشوش می‌کشد

خاطر عطار از نور معانی در سخن

آفتاب تیر بر چرخ منقش می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۹قوت بار عشق تو مرکب جان نمی‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰نور روی تو را نظر نکشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱نه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲در قعر جان مستم دردی پدید آمد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۳در عشق به سر نخواهم آمد
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴کارم از عشق تو به جان آمد
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵ره عشاق بی ما و من آمد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۶لعل تو به جان فزایی آمد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.