پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲

در قعر جان مستم دردی پدید آمد

کان درد بندیان را دایم کلید آمد

چندان درین بیابان رفتم که گم شدستم

هرگز کسی ندیدم کانجا پدید آمد

مردان این سفر را گم‌بودگی است حاصل

وین منکران ره را گفت و شنید آمد

گر مست این حدیثی ایمان تو راست لایق

زیرا که کافر اینجا مست نبید آمد

شد مست مغز جانم از بوی باده زیرا

جام محبت او با بوسعید آمد

تا داده‌اند بویی عطار را ازین می

عمرش درازتر شد عیشش لذیذ آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴کارم از عشق تو به جان آمد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵ره عشاق بی ما و من آمد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۶لعل تو به جان فزایی آمد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷دی پیر من از کوی خرابات برآمد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸نقد قدم از مخزن اسرار برآمد
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹عشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۰سرمست به بوستان برآمد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱چو ترک سیم برم صبحدم ز خواب درآمد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.