پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۹

قوت بار عشق تو مرکب جان نمی‌کشد

روشنی جمال تو هر دو جهان نمی‌کشد

بار تو چون کشد دلم گرچه چو تیر راست شد

زانکه کمان چون تویی بازوی جان نمی‌کشد

کون و مکان چه می‌کند عاشق تو که در رهت

نعرهٔ عاشقان تو کون و مکان نمی‌کشد

نام تو و نشان تو چون به زبان برآورم

زانکه نشان و نام تو نام و نشان نمی‌کشد

راه تو چون به سرکشم زانکه ز دوری رهت

راه تو از روندگان کس به کران نمی‌کشد

در ره تو به قرن‌ها چرخ دوید و دم نزد

تا ره تو به سر نشد خود به میان نمی‌کشد

گشت فرید در رهت سوخته همچو پشه‌ای

زانکه ز نور شمع تو ره به عیان نمی‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۱نه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۲در قعر جان مستم دردی پدید آمد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۳در عشق به سر نخواهم آمد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴کارم از عشق تو به جان آمد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۵ره عشاق بی ما و من آمد
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۶لعل تو به جان فزایی آمد
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۷دی پیر من از کوی خرابات برآمد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۸نقد قدم از مخزن اسرار برآمد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.