پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰

نور روی تو را نظر نکشد

سوز عشق تو را جگر نکشد

باد خاک سیاه بر سر آنک

خاک کوی تو در بصر نکشد

آتش عشق بیدلان تو را

هفت آتش گه سقر نکشد

از درازی و دوری راهت

هیچ کس راه تو به سر نکشد

که رهت جز به قدر و قوت ما

قدر یک گام بیشتر نکشد

درد هر کس به قدر طاقت اوست

کانچه عیسی کشید خر نکشد

کوه اندوه و بار محنت تو

چون کشد دل که بحر و بر نکشد

خود عجب نبود آنکه از ره عجز

پشه‌ای پیل را به بر نکشد

با کمان فلک به هیچ سبیل

بازوی هیچ پشه در نکشد

هیچکس عشق چون تو معشوقی

به ترازوی عقل بر نکشد

چون کشد کوه بی نهایت را

آن ترازو که بیش زر نکشد

وزن عشق تو عقل کی داند

عشق تو عقل مختصر نکشد

عشقت از دیرها نگردد باز

تا که ابدال را بدر نکشد

دل عطار در غم تو چنان است

که غم دیگران دگر نکشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲در قعر جان مستم دردی پدید آمد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۳در عشق به سر نخواهم آمد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴کارم از عشق تو به جان آمد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۵ره عشاق بی ما و من آمد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۶لعل تو به جان فزایی آمد
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۷دی پیر من از کوی خرابات برآمد
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۸نقد قدم از مخزن اسرار برآمد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۹عشق تو ز سقسین و ز بلغار برآمد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.