پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳

کسی کز حقیقت خبردار باشد

جهان را برِ او چه مقدار باشد

جهان وزن جایی پدیدار آرد

که در دیده او را پدیدار باشد

بلی دیده‌ای کز حقیقت گشاید

جهان پیش او ذره کردار باشد

غلط گفتم آن ذره‌ای گر بود هم

چو زان چشم بینی تو بسیار باشد

کسی را که دو کون یک قطره گردد

ببین تا درونش چه بر کار باشد

اگر سایهٔ باطن او نباشد

کجا گردش چرخ دوار باشد

نباشد خبر یک سر مویش از خود

بقای ابد را سزاوار باشد

کسی را که تیمار دادش بقا شد

فنا گشتن از خود چه تیمار باشد

غم خود مخور تا تو را ذره ذره

به صد وجه پیوسته غمخوار باشد

به جای تو چون اصل کار است باقی

اگر تو نباشی بسی کار باشد

درین راه اگر تا ابد فکر برود

مپندار سری که پندار باشد

اگر جان عطار این بوی یابد

یقین دان که آن دم نه عطار باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۵حدیث فقر را محرم نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۶عشقت ایمان و جان به ما بخشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷هر زمانم عشق ماهی در کشاکش می‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸هر زمان عشق تو در کارم کشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۹قوت بار عشق تو مرکب جان نمی‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۰نور روی تو را نظر نکشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱نه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۲در قعر جان مستم دردی پدید آمد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.