پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۵

حدیث فقر را محرم نباشد

وگر باشد مگر زآدم نباشد

طبایع را نباشد آنچنان خوی

که هرگز رخش چون رستم نباشد

سخن می‌رفت دوش از لوح محفوظ

نگه کردم چو جام جم نباشد

هرآنکس کو ازین یک جرعه نوشید

مر او را کعبه و زمزم نباشد

سلیمان‌وار می‌شو منطق‌الطیر

روا گر تخت ور خاتم نباشد

پس اکنون کیست محرم در ره فقر

دلی کو را نشاط و غم نباشد

مجرد باش دایم چونکه عطار

سوار فقر را پرچم نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷هر زمانم عشق ماهی در کشاکش می‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۸هر زمان عشق تو در کارم کشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۹قوت بار عشق تو مرکب جان نمی‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۰نور روی تو را نظر نکشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱نه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۲در قعر جان مستم دردی پدید آمد
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۳در عشق به سر نخواهم آمد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴کارم از عشق تو به جان آمد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.