پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۶

هر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شد

همچو من در طلبت بی سر و بی سامان شد

بی سر و پای از آنم که دلم گوی صفت

در خم زلف چو چوگان تو سرگردان شد

هر که از ساقی عشق تو چو من باده گرفت

بی‌خود و بی‌خرد و بی‌خبر و حیران شد

سالک راه تو بی نام و نشان اولیتر

در ره عشق تو با نام و نشان نتوان شد

در منازل منشین خیز که آن کس بیند

چهرهٔ مقصد و مقصود که تا پایان شد

تا ابد کس ندهد نام و نشان از وی باز

دل که در سایهٔ زلف تو چنین پنهان شد

حسنت امروز همی بینم و صد چندان است

لاجرم در دل من عشق تو صد چندان شد

شادم ای دوست که در عشق تو دشواری‌ها

بر من امروز به اقبال غمت آسان شد

بر سر نفس نهم پای که در حالت رقص

مرد راه از سر این عربده دست‌افشان شد

رو که در مملکت عشق سلیمانی تو

دیو نفست اگر از وسوسه در فرمان شد

همچو عطار درین درد بساز ار مردی

کان نبد مرد که او در طلب درمان شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۸جهان از باد نوروزی جوان شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۹در راه عشق هر دل کو خصم خویشتن شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۰تا نور او دیدم دو کون از چشم من افتاده شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۱پیر ما از صومعه بگریخت در میخانه شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۲تا دل لایعقلم دیوانه شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۳کسی کز حقیقت خبردار باشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۴چه دانستم که این دریای بی‌پایان چنین باشد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۵حدیث فقر را محرم نباشد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.