پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۹

در راه عشق هر دل کو خصم خویشتن شد

فارغ ز نیک و بد گشت ایمن ز ما و من شد

نی نی که نیست کس را جز نام عشق حاصل

کان دم که عشق آمد از ننگ تن به تن شد

در تافت روز اول یک ذره عشق از غیب

افلاک سرنگون گشت ارواح نعره‌زن شد

آن ذره عشق ناگه چون سینه‌ها ببویید

کس را ندید محرم با جای خویشتن شد

زان ذره عشق خلقی در گفتگو فتادند

وان خود چنان که آمد هم بکر با وطن شد

در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید

عاشق نمرد هرگز کو زنده در کفن شد

کو زنده‌ای که هرگز از بهر نفس کشتن

مردود خلق آمد رسوای انجمن شد

هر زنده را کزین می بویی نصیب آمد

هر موی بر تن او گویای بی سخن شد

چون جان و تن درین ره دو بند صعب آمد

عطار همچو مردان در خون جان و تن شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۱پیر ما از صومعه بگریخت در میخانه شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۲تا دل لایعقلم دیوانه شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۳کسی کز حقیقت خبردار باشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۴چه دانستم که این دریای بی‌پایان چنین باشد؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۵حدیث فقر را محرم نباشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۶عشقت ایمان و جان به ما بخشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۷هر زمانم عشق ماهی در کشاکش می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۸هر زمان عشق تو در کارم کشد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.