پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

غزلیات

۸۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱ دل درد تو یادگار دارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲ سر زلف تو بوی گلزار دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۳ فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۴ هر که بر روی او نظر دارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵ لب تو مردمیّ دیده دارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶ بر در حق هر که کار و بار ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷ زین درد کسی خبر ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸ دلی کز عشق جانان جان ندارد
  9. غزل شمارهٔ ۱۸۹ اگر درمان کنم امکان ندارد
  10. غزل شمارهٔ ۱۹۰ بار دگر پیر ما رخت به خمار برد
  11. غزل شمارهٔ ۱۹۱ آتش عشق آب کارم برد
  12. غزل شمارهٔ ۱۹۲ عشق تو به سینه تاختن برد
  13. غزل شمارهٔ ۱۹۳ نام وصلش به زبان نتوان برد
  14. غزل شمارهٔ ۱۹۴ درد من از عشق تو درمان نبرد
  15. غزل شمارهٔ ۱۹۵ هرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمی‌برد
  16. غزل شمارهٔ ۱۹۶ دم عیسی است که با باد سحر می‌گذرد
  17. غزل شمارهٔ ۱۹۷ از کمان ابروش چون تیر مژگان بگذرد
  18. غزل شمارهٔ ۱۹۸ هر دل که وصال تو طلب کرد
  19. غزل شمارهٔ ۱۹۹ چون شراب عشق در دل کار کرد
  20. غزل شمارهٔ ۲۰۰ بس نظر تیز که تقدیر کرد
  21. غزل شمارهٔ ۲۰۱ تا دوست بر دلم در عالم فراز کرد
  22. غزل شمارهٔ ۲۰۲ عشق تو مست جاودانم کرد
  23. غزل شمارهٔ ۲۰۳ دست با تو در کمر خواهیم کرد
  24. غزل شمارهٔ ۲۰۴ پشت بر روی جهان خواهیم کرد
  25. غزل شمارهٔ ۲۰۵ ترسا بچه‌ای ناگه قصد دل و جانم کرد
  26. غزل شمارهٔ ۲۰۶ زلف تو مرا بند دل و غارت جان کرد
  27. غزل شمارهٔ ۲۰۷ هر که را عشق تو سرگردان کرد
  28. غزل شمارهٔ ۲۰۸ عزم خرابات بی‌فنا نتوان کرد
  29. غزل شمارهٔ ۲۰۹ روی در زیر زلف پنهان کرد
  30. غزل شمارهٔ ۲۱۰ بی لعل لبت وصف شکر می‌نتوان کرد
  31. غزل شمارهٔ ۲۱۱ چون باد صبا سوی چمن تاختن آورد
  32. غزل شمارهٔ ۲۱۲ خطت خورشید را در دامن آورد
  33. غزل شمارهٔ ۲۱۳ زین دم عیسی که هر ساعت سحر می‌آورد
  34. غزل شمارهٔ ۲۱۴ چو طوطی ، خطِّ او ، پَر سَر بر آورد
  35. غزل شمارهٔ ۲۱۵ لوح چو سیمت خطی چو قیر بر آورد
  36. غزل شمارهٔ ۲۱۶ چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد
  37. غزل شمارهٔ ۲۱۷ دل دست به کافری بر آورد
  38. غزل شمارهٔ ۲۱۸ خطی سبز از زنخدان می بر آورد
  39. غزل شمارهٔ ۲۱۹ زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد
  40. غزل شمارهٔ ۲۲۰ درد من هیچ دوا نپذیرد
  41. غزل شمارهٔ ۲۲۱ چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
  42. غزل شمارهٔ ۲۲۲ چو به خنده لب گشایی دو جهان شکر بگیرد
  43. غزل شمارهٔ ۲۲۳ چون پرده ز روی ماه برگیرد
  44. غزل شمارهٔ ۲۲۴ چو قفل لعل بر درج گهر زد
  45. غزل شمارهٔ ۲۲۵ دست در دامن جان خواهم زد
  46. غزل شمارهٔ ۲۲۶ عشق آمد و آتشی به دل در زد
  47. غزل شمارهٔ ۲۲۷ دل به سودای تو جان در بازد
  48. غزل شمارهٔ ۲۲۸ تَرْسا بَچهٔ مَستم گر پرده بَرَانْدازَد،
  49. غزل شمارهٔ ۲۲۹ گر از گره زلفت جانم کمری سازد
  50. غزل شمارهٔ ۲۳۰ گر آه کنم زبان بسوزد
  51. غزل شمارهٔ ۲۳۱ مرا سودای تو جان می بسوزد
  52. غزل شمارهٔ ۲۳۲ اگر ز پیش جمالت نقاب برخیزد
  53. غزل شمارهٔ ۲۳۳ گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد
  54. غزل شمارهٔ ۲۳۴ هر روز غم عشقت بر ما حشر انگیزد
  55. غزل شمارهٔ ۲۳۵ دل برای تو ز جان برخیزد
  56. غزل شمارهٔ ۲۳۶ اگر ز زلف توام حلقه‌ای به گوش رسد
  57. غزل شمارهٔ ۲۳۷ بوی زلف یارم آمد ، یارم اینک می‌رسد
  58. غزل شمارهٔ ۲۳۸ هم بلای تو به جان بی قراران می‌رسد
  59. غزل شمارهٔ ۲۳۹ جان در مقام عشق به جانان نمی‌رسد
  60. غزل شمارهٔ ۲۴۰ در صفت عشق تو ، شرح و بیان نی رسد

متن اشعار به نقل از گنجور.