پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳

نام وصلش به زبان نتوان برد

ور کسی برد ندانم جان برد

وصل او گوهر بحری است شگرف

ره بدو می‌نتوان آسان برد

دوش سرمست درآمد ز درم

تا قرار از من سرگردان برد

زلف کژ کرد و برافشاند دلم

برد شکلی که چنان نتوان برد

دل من تا که خبر بود مرا

راه دزدیده بدو پنهان برد

زلف چوگان صفتش در صف کفر

گوی از کوکبهٔ ایمان برد

از فلک نرگس او نرد دغا

قرب صد دست به یک دستان برد

ذره‌ای پرتو خورشید رخش

آفتاب از فلک گردان برد

لمعه‌ای لعل خوشاب لب او

رونق لاله و لالستان برد

گفتم ای جان و جهان جان عزیز

کس ازین بادیهٔ هجران برد

گفت جان در ره ما باز و بدانک

آن بود جان که ز تو جانان برد

دل عطار چو این نکته شنید

جان بدو داد و به جان فرمان برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۵هرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمی‌برد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۶دم عیسی است که با باد سحر می‌گذرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷از کمان ابروش چون تیر مژگان بگذرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۸هر دل که وصال تو طلب کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹چون شراب عشق در دل کار کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۰بس نظر تیز که تقدیر کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۱تا دوست بر دلم در عالم فراز کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۲عشق تو مست جاودانم کرد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.