پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵

هرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمی‌برد

وآنچه نشان‌پذیر نی، این سخن آن نمی‌برد

گفت زبان ز سر بنه خاک بباش و سر بنه

زانک ز لطف این سخن، گفت زبان نمی‌برد

در دل مرد جوهری است از دوجهان برون شده

پی چو بکرده‌اند گم کس پی آن نمی‌برد

ماه رخا رخ تو را پی نبرد به هیچ روی

هر که به ذوق نیستی راه به جان نمی‌برد

زنده بمردم از غمت خام بسوختم ز تو

تا به کی این فغان برم نیز فغان نمی‌برد

یک سر موی ازین سخن ، باز نیابد آن کسی

کو بدر تو عقل را موی کشان نمی‌برد

آنچه فرید یافتست از ره عشق ساعتی

هیچ کسی به عمر خود با سر آن نمی‌برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷از کمان ابروش چون تیر مژگان بگذرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸هر دل که وصال تو طلب کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹چون شراب عشق در دل کار کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۰بس نظر تیز که تقدیر کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱تا دوست بر دلم در عالم فراز کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲عشق تو مست جاودانم کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۳دست با تو در کمر خواهیم کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴پشت بر روی جهان خواهیم کرد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.