پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۷

بوی زلف یارم آمد ، یارم اینک می‌رسد

جان همی آساید و دلدارم اینک می‌رسد

اولین شب صبحدم با یارم اینک می‌دمد

وآخرین اندیشه و تیمارم اینک می‌رسد

در کنار جویباران قامت و رخسار او

سرو سیمین آن گل بی‌خارم اینک می‌رسد

ای بسا غم کو مرا خورد و غمم کس می‌نخورد

چون نباشم شاد چون غمخوارم اینک می‌رسد

مدتی تا بودم اندر آرزوی یک نظر

لاجرم چندین نظر در کارم اینک می‌رسد

دین و دنیا و دل و جان و جهان و مال و ملک

آنچه هست از اندک و بسیارم اینک می‌رسد

روی تو ماه است و مه اندر سفر گردد مدام

همچو ماه از مشرق‌ره یارم اینک می‌رسد

بزم شادی از برای نقل سرمستان عشق

پسته و عناب شکر بارم اینک می‌رسد

من به استقبال او جان بر کف از بهر نثار

یار می‌گوید کنون عطارم اینک می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۹جان در مقام عشق به جانان نمی‌رسد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰در صفت عشق تو ، شرح و بیان نی رسد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱از سر زلف دلکشت بوی به ما نمی‌رسد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲مرد ره عشق تو از دامن تر ترسد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۳ذوق وصلت به هیچ جان نرسد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۴شکن زلف چو زنار بتم پیدا شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۵ای به خود زنده مرده باید شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۶پیر ما وقت سحر بیدار شد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.