پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰

در صفت عشق تو ، شرح و بیان نی رسد

عشق تو ، خود عالمی ست ، عقل در آن نی‌ رسد

آنچه که از عشق تو معتکف جان ماست

گرچه بگویم بسی ، سوی زبان نی‌ رسد

جان چو ز میدان عشق گوی وصال تو برد

تاختنیِّ دو کُون ، در پیِ جان نی‌ رسد

گرچه نشانه بسی است لیک دراز است راه

سویِ تو بی نورِ تو ،  کس به نشان نی‌ رسد

عاشق دل خسته را تا نرسد هرچه هست

در اثر درد تو ، هر دو جهان نی‌ رسد

بادیهٔ عشق تو بادیه‌ای است بی‌کران

پس به چنین بادیه  کس به کران نی‌ رسد

سوی تو عطار را موی‌کشان برد عشق

بی خبری سوی تو ، موی کشان نی‌ رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲مرد ره عشق تو از دامن تر ترسد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۳ذوق وصلت به هیچ جان نرسد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۴شکن زلف چو زنار بتم پیدا شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۵ای به خود زنده مرده باید شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶پیر ما وقت سحر بیدار شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷قصهٔ عشق تو چون بسیار شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۸یک شرر از عین عشق دوش پدیدار شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹در راه تو هر که راهبر شد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.