پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲

مرد ره عشق تو از دامن تر ترسد

آن کس که بود نامرد از دادن سر ترسد

گر با تو دوصد دریا آتش بودم در ره

نه دل ز خود اندیشد نه جان ز خطر ترسد

جانی که بر افروزد از شمع جمال تو

می‌دان که ز پروانه کفر است اگر ترسد

جایی که جگر سوزد مردان و جگرخواران

در خون جگر میرد هر کو ز جگر ترسد

گفتی دلت از هجرم می‌ترسد و می‌سوزد

بی وصل تو هر ساعت دل‌سوخته‌تر ترسد

از آه دل عطار آخر به نمی‌ترسی

کانکس که خبر دارد از آه سحر ترسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۴شکن زلف چو زنار بتم پیدا شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵ای به خود زنده مرده باید شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۶پیر ما وقت سحر بیدار شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۷قصهٔ عشق تو چون بسیار شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۸یک شرر از عین عشق دوش پدیدار شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۹در راه تو هر که راهبر شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۰چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۱برقع از خورشید رویش دور شد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.