پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۹

در راه تو هر که راهبر شد

هر لحظه به طبع خاک تر شد

هر خاک که ذرهٔ قدم گشت

در عالم عشق تاج سر شد

تا تو نشوی چو ذره ناچیز

نتوانی ازین قفس به در شد

هر کو به وجود ذره آمد

فارغ ز وجود خیر و شر شد

در هستی خود چو ذره گم گشت

ذاتی که ز عشق معتبر شد

ذره ز که پرسد و چه پرسد

زیرا که ز خویش بی‌خبر شد

خورشید ز خویش ذره‌ای دید

وآنگه به دهان شیر در شد

گر ذرهٔ راه نیست خورشید

پیوسته چرا چنین به سر شد

چون ذره کسی که پیشتر رفت

سرگشتهٔ راه بیشتر شد

در عشق چو ذره شو که عشقش

بر آهن و سنگ کارگر شد

بنمود نخست پردهٔ زلف

در پرده نشست و پرده در شد

درداد ندا که همچو ذره

فانی صفتی که در سفر شد

موی سر زلف ماش جاوید

همراهی کرد و راهبر شد

عطار چو ذره تا فنا گشت

در دیدهٔ خویش مختصر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۱برقع از خورشید رویش دور شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۲بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۴چون عشق تو داعی عدم شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۵گر در صف دین داران دین دار نخواهم شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۷هر که در راه حقیقت از حقیقت بی‌نشان شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۸جهان از باد نوروزی جوان شد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.