پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۴

چون عشق تو داعی عدم شد

نتوان به وجود متهم شد

جایی که وجود عین شرک است

آنجا نتوان مگر عدم شد

جانا می عشق تو دلی خورد

کو محو وجود جام‌جم شد

در پرتو نیستی عشقت

بیش از همه بود و کم ز کم شد

بر لوح فتاد ذره‌ای عشق

لوح از سر بی‌خودی قلم شد

عشق تو دلم در آتش افکند

تا گرد همه جهان علم شد

دل در سر زلف تو قدم زد

ایمانش نثار آن قدم شد

دل در ره تو نداشت جز درد

با درد دلم دریغ ضم شد

رازی که دلم نهفته می‌داشت

بر چهرهٔ من به خون رقم شد

تا تو بنواختی چو چنگم

رگ بر تن من چو زیر و بم شد

عطار به نقد نیم جان داشت

وان نیز به محنت تو هم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۷هر که در راه حقیقت از حقیقت بی‌نشان شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸جهان از باد نوروزی جوان شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹در راه عشق هر دل کو خصم خویشتن شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۰تا نور او دیدم دو کون از چشم من افتاده شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۱پیر ما از صومعه بگریخت در میخانه شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۲تا دل لایعقلم دیوانه شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۳کسی کز حقیقت خبردار باشد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.