پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳

بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد

دل کیست که جان نیز درین واقعه هم شد

انگشت نمای دو جهان گشت به عزت

هر دل که سراسیمهٔ آن زلف به خم شد

چون پرده برانداختی از روی چو خورشید

هر جا که وجودی است از آن روی عدم شد

راه تو شگرف است بسر می‌روم آن ره

زآنروی که کفر است در آن ره به قدم شد

عشاق جهان جمله تماشای تو دارند

عالم ز تماشای تو ، چون خلد ارم شد

تا مشعلهٔ روی تو در حسن بیفزود

خوبان جهان را ز خجل مشعله کم شد

تا روی چو خورشید تو از پرده علم زد

خورشید ز پرده به‌در افتاد و علم شد

تا لوح چو سیم تو خطی سبز برآورد

جان پیش خط سبز تو بر سر چو قلم شد

چون آه جگرسوز ز عطار برآمد

با مشک خط تو جگر سوخته ضم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵گر در صف دین داران دین دار نخواهم شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۷هر که در راه حقیقت از حقیقت بی‌نشان شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸جهان از باد نوروزی جوان شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹در راه عشق هر دل کو خصم خویشتن شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۰تا نور او دیدم دو کون از چشم من افتاده شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۱پیر ما از صومعه بگریخت در میخانه شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۲تا دل لایعقلم دیوانه شد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.