پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸

یک شرر از عین عشق دوش پدیدار شد

طای طریقت بتافت عقل نگونسار شد

مرغ دلم همچو باد گرد دو عالم بگشت

هرچه نه از عشق بود از همه بیزار شد

بر دل آن کس که تافت یک سر مو زین حدیث

صومعه بتخانه گشت خرقه چو زنار شد

گر تف خورشید عشق یافته‌ای ذره‌شو

زود که خورشید عمر بر سر دیوار شد

ماه رخا هر که دید زلف تو کافر بماند

لیک هر آنکس که دید روی تو دین‌دار شد

دام سر زلف تو باد صبا حلقه کرد

جان خلایق چو مرغ جمله گرفتار شد

یک شکن از زلف تو وقت سحر کشف گشت

جان همه منکران واقف اسرار شد

باز چو زلف تو کرد بلعجبی آشکار

زاهد پشمینه پوش ساکن خمار شد

هر که ز دین گشته بود چون رخ خوب تو دید

پای بدین در نهاد باز به اقرار شد

وانکه مقر گشته بود حجت اسلام را

چون سر زلف تو دید با سر انکار شد

روی تو و موی تو کایت دین است و کفر

رهبر عطار گشت ره زن عطار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۰چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱برقع از خورشید رویش دور شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۲بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴چون عشق تو داعی عدم شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵گر در صف دین داران دین دار نخواهم شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۷هر که در راه حقیقت از حقیقت بی‌نشان شد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.