پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱

برقع از خورشید رویش دور شد

ای عجب هر ذره‌ای صد حور شد

همچو خورشید از فروغ طلعتش

ذره ذره پای تا سر نور شد

جملهٔ روی زمین موسی گرفت

جملهٔ آفاق کوه طور شد

چون تجلی‌اش به فرق که فتاد

طور با موسی ،  ز هم مهجور شد

فوّت خورشید نبود سایه را

لاجرم آن آمد این مقهور شد

قطره‌ای آوازهٔ دریا شنید

از طمع شوریده و مغرور شد

مدتی می‌رفت چون دریا بدید

محو گشت و تا ابد مستور شد

چون در آن دریا نه بد دید و نه نیک

نیک و بد آنجایگه معذور شد

هر دوعالم انگبین صرف بود

لاجرم چون خانهٔ زنبور شد

زانگبین چون آن همه زنبور خاست

هر یکی هم زانگبین مخمور شد

قسم هر یک زانگبین چندان رسید

کز خود و از هر دو عالم دور شد

سایه چون از ظلمت هستی برست

در بر خورشید نورالنور شد

همچو این عطار بس مشهور گشت

همچو آن حلاج بس منصور شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۴چون عشق تو داعی عدم شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵گر در صف دین داران دین دار نخواهم شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۶هر که در بادیهٔ عشق تو سرگردان شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۷هر که در راه حقیقت از حقیقت بی‌نشان شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸جهان از باد نوروزی جوان شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹در راه عشق هر دل کو خصم خویشتن شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰تا نور او دیدم دو کون از چشم من افتاده شد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.