پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵

ای به خود زنده مرده باید شد

چون بزرگان به خرده باید شد

پیش از آن کت به قهر جان خواهند

جان به جانان سپرده باید شد

تا نمیری به گرد او نرسی

پیش معشوق مرده باید شد

نخرد نقشت او نه نیک و نه بد

همه دیوان سترده باید شد

مشمر گام گام همچو زنان

منزل ناشمرده باید شد

زود شو محو تا تمام شوی

که تو را رنج برده باید شد

ره به آهستگی چو شمع برو

زانکه این ره سپرده باید شد

همچو عطار اگر نخواهی ماند

نرد کونین برده باید شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷قصهٔ عشق تو چون بسیار شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۸یک شرر از عین عشق دوش پدیدار شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۹در راه تو هر که راهبر شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۰چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۱برقع از خورشید رویش دور شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۲بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۳بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴چون عشق تو داعی عدم شد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.