پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۹

زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد

عاشق رویت غم جان و جوانی کی خورد

هر که خورد از جام دولت درد دردت قطره‌ای

تا که جان دارد شراب شادمانی کی خورد

جان چو باقی شد ز خورشید جمالت تا ابد

ذره‌ای اندوه این زندان فانی کی خورد

گر فصیح عالمی باشد به پیش عشق تو

تا نه لال آید زلال جاودانی کی خورد

دل که عشقت یافت بیرون آمد از بار دو کون

هر که سلطان شد قفای پاسبانی کی خورد

هر کسی گوید شرابی خورده‌ام از دست دوست

پادشه با هر گدایی دوستگانی کی خورد

جان ما چون نوش‌داروی یقین عشق خورد

با یقین عشق زهر بدگمانی کی خورد

چون دل عطار در عشقت غم صد جان نخورد

پس غم این تنگ جای استخوانی کی خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۱چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۲چو به خنده لب گشایی دو جهان شکر بگیرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۳چون پرده ز روی ماه برگیرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۴چو قفل لعل بر درج گهر زد
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۵دست در دامن جان خواهم زد
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۶عشق آمد و آتشی به دل در زد
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۷دل به سودای تو جان در بازد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۸تَرْسا بَچهٔ مَستم گر پرده بَرَانْدازَد،
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.