پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴

چو قفل لعل بر درج گهر زد

جهانی خلق را بر یکدگر زد

لب لعلش جهان را برهم انداخت

خط سبزش قضا را بر قدر زد

نبات خط او چون از شکر رست

ز خجلت ، چون عسل حل شد طبرزد

به رخش حسن چون بر عاشقان تاخت

نیندیشید و لاف لاتذر زد

رخ او تاب در خورشید و مه داد

لب او بانگ بر تنگ شکر زد

چو نقاش ازل از بهر خطش

به سیمین لوح او بیرنگ برزد

چو خط بنوشت گویی نقطهٔ لعل

درونش سی ستاره بر قمر زد

بسی می‌زد به مژگان بر دلم تیر

بدو گفتم که کم زن بیشتر زد

دلم از طره چون زیر و زبر کرد

گره بر طرهٔ زیر و زبر زد

دلم خون کرد تا از پاش بفکند

عقیقی گشت آنگه بر کمر زد

دلم با او چو دستی در کمر کرد

کمربند فلک را دست در زد

فرید او را گزید از هر دو عالم

به یک‌دم آتشی در خشک و تر زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶عشق آمد و آتشی به دل در زد
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷دل به سودای تو جان در بازد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸تَرْسا بَچهٔ مَستم گر پرده بَرَانْدازَد،
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹گر از گره زلفت جانم کمری سازد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰گر آه کنم زبان بسوزد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱مرا سودای تو جان می بسوزد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲اگر ز پیش جمالت نقاب برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.