پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۱

مرا سودای تو جان می بسوزد

چو شمعی زار و گریان می‌بسوزد

غمت چندان که دوزخ سوخت عمری

به یک ساعت دو چندان می‌بسوزد

فکندی آتشم در جان و رفتی

دلم زین درد بر جان می‌بسوزد

رخ تو آتشی دارد که هر دم

چو عودم بر سر آن می‌بسوزد

چو شمعم سر از آن آتش گرفته است

که از سر تا به پایان می‌بسوزد

مکن، دادیم ده کین نیم جانم

ز بیدادی هجران می‌بسوزد

بترس از تیر آه آتشینم

که از گرمیش پیکان می‌بسوزد

من حیران ز عشقت برنگردم

گرم گردون حیران می بسوزد

دم گردون خورد آن کس که هرشب

به دم گردون گردان می‌بسوزد

چو در کار تو عاجز گشت عطار

قلم بشکست و دیوان می‌بسوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۳گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴هر روز غم عشقت بر ما حشر انگیزد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵دل برای تو ز جان برخیزد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶اگر ز زلف توام حلقه‌ای به گوش رسد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۷بوی زلف یارم آمد ، یارم اینک می‌رسد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۸هم بلای تو به جان بی قراران می‌رسد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۹جان در مقام عشق به جانان نمی‌رسد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۰در صفت عشق تو ، شرح و بیان نی رسد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.