پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰

گر آه کنم زبان بسوزد

بگذر ز زبان جهان بسوزد

زین سوز که در دلم فتادست

می‌ترسم از آن که جان بسوزد

این سوز که از زمین دل خاست

بیم است که آسمان بسوزد

این آتش تیز را که در جان است

گر نام برم زبان بسوزد

شد تیغ زبان من چنان گرم

از سینه که تا میان بسوزد

مغزم همه سوختست وامروز

وقت است که استخوان بسوزد

گر بر گویم غمی که دارم

عالم همه جاودان بسوزد

صد آه کنم که هر یکی زو

دو کون به یک زمان بسوزد

عطار مگر که خام افتاد

شاید که ز ننگ آن بسوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲اگر ز پیش جمالت نقاب برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۳گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴هر روز غم عشقت بر ما حشر انگیزد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵دل برای تو ز جان برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶اگر ز زلف توام حلقه‌ای به گوش رسد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۷بوی زلف یارم آمد ، یارم اینک می‌رسد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۸هم بلای تو به جان بی قراران می‌رسد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۹جان در مقام عشق به جانان نمی‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.