پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴

هر روز غم عشقت بر ما حشر انگیزد

صد واقعه پیش آرد صد فتنه برانگیزد

عشقت که ازو دل را پر خون جگر دیدم

اندوه دل‌افزایت تف جگر انگیزد

هرگه که برون آید از چشم تو اخباری

تا چشم زنی بر هم از سنگ برانگیزد

سرخی لب لعلت سرسبزی جان دارد

سودای سر زلفت صفرای سر انگیزد

چون پستهٔ شیرینت شوری چو شکر دارد

هر لحظه به شیرینی شوری دگر انگیزد

عطار به وصف تو چون بحر دلی دارد

کان بحر چو موج آرد سیل گهر انگیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶اگر ز زلف توام حلقه‌ای به گوش رسد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۷بوی زلف یارم آمد ، یارم اینک می‌رسد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۸هم بلای تو به جان بی قراران می‌رسد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۹جان در مقام عشق به جانان نمی‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۰در صفت عشق تو ، شرح و بیان نی رسد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱از سر زلف دلکشت بوی به ما نمی‌رسد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲مرد ره عشق تو از دامن تر ترسد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۳ذوق وصلت به هیچ جان نرسد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.