پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۳

گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد

در عشق تو هر ساعت دل شیفته‌تر خیزد

لعلت که شکر دارد حقا که یقینم من

گر در همه خوزستان زین شیوه شکر خیزد

هرگه که چو چوگانی زلف تو به پای افتد

دل در خم زلف تو چون گوی به سر خیزد

گفتی به بر سیمین زر از تو برانگیزم

آخر ز چو من مفلس دانی که چه زر خیزد

قلبی است مرا در بر رویی است مرا چون زر

این قلب که برگیرد زان وجه چه برخیزد

تا در تو نظر کردم رسوای جهان گشتم

آری همه رسوایی اول ز نظر خیزد

گفتی چو منی بگزین تا من برهم از تو

آری چو تو بگزینم، گر چون تو دگر خیزد

بیچاره دلم بی کس کز شوق رخت هر شب

بر خاک درت افتد در خون جگر خیزد

چون خاکِ توام آخر ، خونم به چه می‌ریزی

از خون چو من خاکی چه خیزد اگر خیزد

عطار اگر روزی رخ تازه بود بی تو

آن تازگی رویش از دیدهٔ‌تر خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵دل برای تو ز جان برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶اگر ز زلف توام حلقه‌ای به گوش رسد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۷بوی زلف یارم آمد ، یارم اینک می‌رسد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۸هم بلای تو به جان بی قراران می‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۹جان در مقام عشق به جانان نمی‌رسد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۰در صفت عشق تو ، شرح و بیان نی رسد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱از سر زلف دلکشت بوی به ما نمی‌رسد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲مرد ره عشق تو از دامن تر ترسد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.