پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷

دل به سودای تو جان در بازد

جان برای تو جهان در بازد

دل چو عشق تو درآید به میان

هرچه دارد به میان در بازد

ور بگوید که که را دارد دوست

سر به دعوی زبان در بازد

هر که در کوی تو آید به قمار

دل برافشاند و جان در بازد

هر که یک جرعه می عشق تو خورد

جان و دل نعره‌زنان در بازد

جملهٔ نیک و بد از سر بنهد

همهٔ نام و نشان در بازد

هیچ چیزش به نگیرد دامن

گر همه سود و زیان در بازد

جان عطار درین وادی عشق

هر چه کون است و مکان در بازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹گر از گره زلفت جانم کمری سازد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰گر آه کنم زبان بسوزد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۱مرا سودای تو جان می بسوزد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲اگر ز پیش جمالت نقاب برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴هر روز غم عشقت بر ما حشر انگیزد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵دل برای تو ز جان برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶اگر ز زلف توام حلقه‌ای به گوش رسد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.