پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۱

چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد

از رشک روی مه را در صد نگار گیرد

از بس که حلقه بینی در زلف مشکبارش

صد دست باید آنجا تا در شمار گیرد

گر زاهدی ببیند میگونی لب او

تا روز رستخیزش زان می خمار گیرد

گر ماه لاله گونش تابد به نرگس و گل

گلزار پای تا سر از رشک خار گیرد

گر از کمان ابرو بادام نرگسینش

یک تیر برگشاید صیدی هزار گیرد

خورشید کو ز تنگی بر چرخ می‌کشد تیغ

از بیم تیر چشمش گردون حصار گیرد

او آفتاب حسن است از پرده گر بتابد

دهر خرف ز رویش طبع بهار گیرد

عاشق که از میانش مویی خبر ندارد

در آرزوی مویش از جان کنار گیرد

عطار را به وعده دل می‌دهد ولیکن

اندر میان آتش دل چون قرار گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۳چون پرده ز روی ماه برگیرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۴چو قفل لعل بر درج گهر زد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۵دست در دامن جان خواهم زد
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۶عشق آمد و آتشی به دل در زد
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۷دل به سودای تو جان در بازد
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸تَرْسا بَچهٔ مَستم گر پرده بَرَانْدازَد،
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۹گر از گره زلفت جانم کمری سازد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۰گر آه کنم زبان بسوزد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.