پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲

خطت خورشید را در دامن آورد

ز مشک ناب خرمن خرمن آورد

چنان خطت برآوردست دستی

که با خورشید و مه در گردن آورد

کله‌دار فلک از عشق خطت

چو گل کرده قبا پیراهن آورد

خط مشکینت جوشی در دل انداخت

لب شیرینت جوشی در من آورد

فلک را عشق تو در گردش انداخت

جهان را شوق تو در شیون آورد

ندانم تا فلک در هیچ دوری

به خوبی تو یک سیمین‌تن آورد

فلک چون هر شبی زلف تو می‌دید

که چندین حلقهٔ مردافکن آورد

ز چشم بد بترسید از کواکب

سر زلف تو را چوبک‌زن آورد

از آن سر رشته گم کردم که رویت

دهانی همچو چشم سوزن آورد

از آن سرگشته دل ماندم که لعلت

گهر سی‌دانه در یک ارزن آورد

ز بهر ذره‌ای وصل تو هر روز

اگر خورشید وجهی روشن آورد

چون آن ذره نیافت از خجلت آن

فرو شد زرد و سر در دامن آورد

دل عطار در وصلت ضمیری

به اسرار سخن آبستن آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۴چو طوطی ، خطِّ او ، پَر سَر بر آورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۵لوح چو سیمت خطی چو قیر بر آورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۷دل دست به کافری بر آورد
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸خطی سبز از زنخدان می بر آورد
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۰درد من هیچ دوا نپذیرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.