پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴

چو طوطی ، خطِّ او ، پَر سَر بر آورد

جهان حسن در زیر پر آورد

به خوش رنگی رخش عالم برافروخت

ز سرسبزی خطش رنگی بر آورد

لب چون لعلش از چشمم گهر ریخت

بر چون سیمش از رویم زر آورد

گل از شرم رخ او خشک لب گشت

ز خشکی ای عجب دامن تر آورد

دهان تنگ او یارب چه چشمه است

که از خنده به دریا گوهر آورد

سر زلفش شکار دلبری را

هزاران حلقه در یکدیگر آورد

فلک زان چنبری آمد که زلفش

فلک را نیز سر در چنبر آورد

فلک در پای او چون گوی می‌گشت

چو چوگانش به خدمت بر سر آورد

چو شد عطار لالای در او

ز زلفش خادمی را عنبر آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۶چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۷دل دست به کافری بر آورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۸خطی سبز از زنخدان می بر آورد
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۹زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۰درد من هیچ دوا نپذیرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۱چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۲چو به خنده لب گشایی دو جهان شکر بگیرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۳چون پرده ز روی ماه برگیرد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.