پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷

دل دست به کافری بر آورد

وآیین قلندری بر آورد

قرائی و تایبی نمی‌خواست

رندی و مقامری بر آورد

دین و ره ایزدی رها کرد

کیش بت آزری بر آورد

در کنج نفاق سر فرو برد

سالوس و سیه گری بر آورد

از توبه و زهد توبه‌ها کرد

مؤمن شد و کافری بر آورد

تا دردی درد بی‌دلان خورد

صافی شد و دلبری بر آورد

عطار چو بحث حال خود کرد

تلبیس و مزوری بر آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۹زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۰درد من هیچ دوا نپذیرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۱چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۲چو به خنده لب گشایی دو جهان شکر بگیرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۳چون پرده ز روی ماه برگیرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۴چو قفل لعل بر درج گهر زد
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵دست در دامن جان خواهم زد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶عشق آمد و آتشی به دل در زد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.