پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۶

چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد

دلم ز دست در افتاد و جان خروش بر آورد

شراب عشق نخوردست هر که تا به قیامت

ز ذوق مستی عشقت دمی به هوش بر آورد

بیار دردی اندوه و صاف عشق دلم را

که عقل پنبهٔ پندار خود ز گوش بر آورد

بیار درد که معشوق من گرفت مرا مست

میان درد و به بازار درد نوش بر آورد

فکند خرقه و زنار داد و مست و خرابم

به گرد شهر چو رندان می فروش بر آورد

مرا به خلق نمود و برفت دل ز پی او

چنان نمود که از راه دیده جوش بر آورد

به یک شراب که در حلق پیر قوم فرو ریخت

هزار نعره از آن پیر فوطه‌پوش بر آورد

ز آرزوی رخ او دلم چنانست که بیزار

هزار آه ز شوق رخ نکوش بر آورد

سخن چگونه نیوشم برو که خاطر عطار

مرا به عشق ز عقل سخن نیوش بر آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸خطی سبز از زنخدان می بر آورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۹زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۰درد من هیچ دوا نپذیرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۲چو به خنده لب گشایی دو جهان شکر بگیرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳چون پرده ز روی ماه برگیرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۴چو قفل لعل بر درج گهر زد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۵دست در دامن جان خواهم زد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.