پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۱

چون باد صبا سوی چمن تاختن آورد

گویی به غنیمت همه مشک ختن آورد

زان تاختنش یوسف دل گر نشد افگار

پس از چه سبب غرقه به خون پیرهن آورد

اشکال بدایع همه در پردهٔ رشکند

زین شکل که از پرده برون یاسمن آورد

هرگز ز گل و مشک نیفتاد به صحرا

زین بوی که از نافه به صحرا سمن آورد

صد بیضهٔ عنبر نخرد کس به جوی نیز

زین رسم که در باغ کنون نسترن آورد

هر لحظه صبا از پی صد راز نهانی

از مشک برافکند و به گوش چمن آورد

آن راز به طفلی همه عیسی صفتان را

در مهد چو عیسی به شکر در سخن آورد

چون کرد گل سرخ عرق از رخ یارم

آبی چو گلابش ز صفا در دهن آورد

لاله چو شهیدان همه آغشته به خون شد

سر از غم کم عمری خود در کفن آورد

اول نفس از مشک چو عطار همی زد

آخر جگری سوخته دل‌تر ز من آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۳زین دم عیسی که هر ساعت سحر می‌آورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۴چو طوطی ، خطِّ او ، پَر سَر بر آورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۵لوح چو سیمت خطی چو قیر بر آورد
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۶چو جان و دل ز می عشق دوش جوش بر آورد
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۷دل دست به کافری بر آورد
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۸خطی سبز از زنخدان می بر آورد
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۹زندهٔ عشق تو آب زندگانی کی خورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۰درد من هیچ دوا نپذیرد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.