پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷

زین درد کسی خبر ندارد

کین درد کسی دگر ندارد

تا در سفر اوفکند دردم

می‌سوزم و کس خبر ندارد

کور است کسی که ذره‌ای را

بیند که هزار در ندارد

چه جای هزار و صد هزار است

یک ذره چو پا و سر ندارد

چندان که شوی به ذره‌ای در

مندیش که ره دگر ندارد

چون نامتناهی است ذره

خواجه سر این سفر ندارد

آن کس گوید که ذره‌خرد است

کو دیدهٔ دیده‌ور ندارد

چون دیده پدید گشت خورشید

از ذره بزرگتر ندارد

از یک اصل است جمله پیدا

اما دل تو نظر ندارد

در ذره تو اصل بین که ذره

از ذره شدن خبر ندارد

اصل است که فرع می‌نماید

زان اصل کسی گذر ندارد

عطار اگر زبون فرع است

جان چشم زاصل بر ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۹اگر درمان کنم امکان ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۰بار دگر پیر ما رخت به خمار برد
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱آتش عشق آب کارم برد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲عشق تو به سینه تاختن برد
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳نام وصلش به زبان نتوان برد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۴درد من از عشق تو درمان نبرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۵هرچه نشان کنی تویی، راه نشان نمی‌برد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۶دم عیسی است که با باد سحر می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.